داستان سکسی : تعطیلات نوروز امسال

اگر ایمیل ها را در spam دریافت کردید روی عبارت  not spam در بلا کلیک کنید
در صورتی که عکس ها باز نمی شوند، از بالای ایمیل گزینه Show Image یا Display images below را بزنید.
وب سایت گروهwWw.SexS30i.blogspot.com

تاریخ ارسال: Sat, 5 Apr 2014 23:48:30 -0700
ارسال شده از: Hooshang

  
داستان سکسی : تعطیلات نوروز امسال

سلام قسمتی از ماجرائی  که امسال تعطیلات برام پیش اومد تقدیمتان میکنم خواستید بقیشو هم تقدیم میکنم البته ماجرای رابطه من با اقای حمیدی برمیگردی به 9سال پیش که مکتوب کرده ام اگر مصلحت دانستید اون هم براوتن می فرستم فکر میکنم هم اموزنده هم لذت بخش باشه
و اما قسمتی از ماجرای امسال:
امسال تعطیلات عیدنوروز برای من متفاوت ترازهرسال بودوخیلی خوش گذشت و خیلی حال کردم یعنی خارج از حیطه فکرم بود آنچه اتفاق افتاد و میخواهم تا اونجائیکه ممکنه و یادم مونده برایت تعریف کنم
من در سال گذشته توسط دوست دانشجویم که اهل شیراز بودبرای کار در یک پارکینک در تعطیلات معرفی شدم و مدت دوهفته تعطیلات راآنجا کارکردم و حدود 550هزار درامد داشتم البته تحمل کار روزانه و خواب در محل انباری پارکینگ سخت بود اما من چاره ای نداشتم و کسب درآمد جهت هزینه های دوران تحصیل مشکلم را حل میکرد امسال هم به همان ترتیب معرفی شدم اما امکان ماندن شبانه را در اونجا نداشتم خیلی تلاش کردم اما با توجه به مشکلاتی که بود جواب مثبت ندادند دو شب در منزل همون دوستم بودم اما خوب اینکار برای هردوی ما مشل بود روز سوم تصمیم گرفتم اگر اونشب هم اجازه کسب نشود برگردم به خونه مون تا ببینم چی میشود ساعت 3 بعد از اتفاقی افتاد که مسیر این تعطیلات را برایم عوض نمود:
ماشینی که برای پارک راهنمائیش کردم احساس کردم راندده رو قبل یه جائی دیده ام او هم یک نگاه عمیق به من کرد و چشمش رو به چشمام دوخت ولی رفت در حالی که میرفت واز توی جیب عقب شلوارش کیفش را در می آورد کارتی زمین افتاد تا من اومدم صداش بزنم رفت . رفتم کارت را برداشتم که نگهش دارم وقت برگشتن بهش بدهم کارت را که نگاه کردم دیدم اقای حمیدی است که در ابتدائی معلم من بوده پاهام سست شد و نتونستم حرکت کنم کسی که اولین بار به من محبت نمود کسی که اولین بار مرا در مشکلات مالی کمک کرد کسی که اولین بار مرا با محبت صدا زد و کسی که اولین بار مرا با خیلی از چیزا اشنا نمود و بالاخره کسی که اولین بار مرا گائید و موجب مفعول شدنم شد احساس میکردم هنوز هم با وجود اون کاری که با من کرده بود بعد از 9 سال دوستش دارم و بهش علاقه مندم و براش مدیونم
منتظر برگشتنش بودم با اینکه بعد از 2.5 ساعت برگشت اما این انتظار برای من طولانی بود وقتی برگشت و خواست درماشینش را بازکند صداش زدم   اقای حمیدی  آقای حمیدی  برگشت نگاهی به من کرد و من سریع خودم را بهش رساندم وسلامی گفتم و خودم را معرفی کردم انصافا خوب تحویلم گرفت در خودرو رو بست و باهام دست داد و همدیگر را بوسیدیم و ازم پرسید اینجا چه کار و من بطور خلاصه موضوع را بهش گفتم و مشکل بیتوته و امکان رفتنم را.
چون این رو فهمید گفت امشب برم پیش اونا تا بیشتر باهم صحبت کنیم و قبول کردم و ایشون اخر شب اومددنبالم و منو برد تو محل اسکانشان سه دوست بودند منو معرفی کرد و خیلی با احترام ازم یاد کرد بعد ازمدتی دوستش خوابیدند و اقای حمیدی ازم خواست بریم توی کریدور تا بیشتر صحبت کنیم… خلاصه اینکه چون متجه مشکلات من شد ضمن عذرخواهی از اینکه تو این مدت ازم غافل بوده گفت که میخواد تعطیلات را پیش اونا باشم وباهم بریم بگردیم و او 500هزار درآمد مورد انتظار مرا بهم بدهد البته از صحبت هاش انتظارش را فهمیدم و قبول کردم
برگشتیم تو اطاق و رخت خوابشان کم بود و من او پیش هم خوابیدیم اطاق تاریک بود اقای حمید منو کشید تو بغلش و یواش تو گوشم گفت زیادخسته نیستی ؟ گفتم نه گفت بیاد اون سالهای قبل کمی باهم باشیم من چیزی نگفتم واو منو برگردوند و شلوارم رو کشید پائین از عقب منو بغل نمود و کیرش را انداخت لای پایم و با دستش بدنم را می مالید از آب دهانش به سوراخ کونم زد و نوک کیرش را در سوراخم میزان نمودو با مدتی عقب و جلو نمود کیرش را وارد کونم نمود ورود اولیه کیرش یه دفعه بود و من ناخود آگاه گفتم ((   وای  وای )) یواش در گوشم گفت هیسس میشنوندساکت و من دیگه صدام در نیومد اما گویا اونا با تعریفهای قبلی اقای حمیدی از موضوع خبر داشتند و به گوش بودند
آقای حمیدی ارام ارام کیرش را داخل کون من جای میدادولمبرهایم را می مالید کونم باز شده بود و ورود و خروج کیر آقای حمیدی اسان شده بود او گاهی تمام کیرش را از کونم بیرون میکشید و دوباره آنرا به داخل کونم داخل میکرد و معلوم بود که خیلی لذت میبرد شاید 10 بار بیشتر تمام کیرش را خارج نمود و دوباره داخل کونم کرد در یکی دوبار از این خارج کردن کیرش از کون من صدای گوز مانندی خارج شد و باز گفت هیسس گفتم اقا دست خودم نیست وقتی شما یکباره خارج میکنید باز می ماند و اونطور میشه
آقا در بار آخر که کیرش را وارد کون من نمودتماما به داخل فشار داد گویا هیچی از کیرش بیرون نماند کمی اونجا نگه داشت و بعدش یواش تو گوشم گفتت ارام رو به شکم برگد میخوام بریزم و من در حالی که کیر اقا داخل کونم بود یه نیم چرخی زدمو اقا هم نیم چرخی زد و در زیر او قرار گرفتم اطاق تاریک بود و من رو به زمین از هیچی خبر نداشتم فقط میدانستم که آقا بر پشتم سوار شده و داره اون بالا کیرش را داخل کون من عقب و جلو میکنه من هم برایخوشایند ایشون کمی کونم را به عقب و بالا بردم و قمبل مانند کردم تا خواب جای بگیردآقا بعد از هفت و هشت بار عقب و جلو نمودن کیرش در داخل کون من یه دفعه فشار تماما داد و ایستاد و مدتی بعد لوله اب آقا باز شد و یک دریا اب از کیرش ریخت داخل کون من و من فهمیدم که اقا ارضا شده منتظر بودم که از پشتم پیاده بشه و بگیریم بخوابیم هم از روز خسته بودم هم زیر اقا بدنم خسته تر شده بود
اقا کیرش را که داخل کونم داشت میخوابید بیرون کشید اما بهم گفت تکان نخور همینطور بخواب گفتم اقا نریخت گفت چرا ولی صبر کن یه بار هم داخل کنم اقا که از روم بلند شده بود و من منتظر کار دوباره ایشون بودم دیدم کیرش دوباره بلند شده و دوباره از عقب روی من خوابید و گفت یواش بیدار میشند
من صورتم را با پتو پوشاندم که صدام در نیاد حال دوباره آقا نوک کیرش را با سوراخ کون من میزان می نمود و از آب دهنش تو کونم میزد نوک کیرش را که فشار میداد با اینکه چند لحظه قبل آنرا داخل سوراخ کونم نموده بود ولی اینبار بزرگتر به نظر می آمد گفتم اقا تو این 9 سال حتما سکس نداشته که با یکبار گائیدن سیر نمیشه بزار هرچی میخواد بگاید اما ورود سر کیرش مرا متوجه چیز دیگری نمود چیزی که اصلا چنین چیزی به فکرم هم نمی رسید یعنی من فکرش را نکرده بودم ایندفعه کیرش بزرگتر از قبل شده بودوبا اینکه کون من به کیر عادت داشت و حالا هم ورود کیر اقا اون رو بازش کرده بود اما به سختی داخل کون من میشد و برام درد داشت و من بخاطر بیدار نشدن اون دو نفر دیگه صدای خودم را زیر پتوحبس کرده بودمنصف کیر اقا وارد کونم شده بود که درد برام تحمل ناپذیر شد یه دفعه صدام همراه با گریه بلند شد
 
همانطور که گفتم اون شب اقای حمیدی داشت منو میگائید و مشکلی باهاش نداشتم چون خوب در دوران دبستان باهاش رابطه داشتم و او بارها منو گائیده بود و اونشب هم بعد از 9 سال دوری دوباره سوراخ کون مرا فتح نمود یکبار آبش را داخل سوراخ کونم ریخت و ازم خواست همونجا بخوابم یکبار دیگه منو بکنه من هم خوابیدیم و او با کمی جابجا کردن خودش دوباره سر کیرش را وارد کونم نمود اما این دفعه کیرش بزرگتر بنظر میرسید و با اینکه کون من به واسطه داخل شدن کیرش قبلا باز شده بود اما فشار ورود کیرش بیشتر بود و دردم اومد و من خاطر درد صدام در اومد و گرم گرفت در این حال چراغ اطاق روشن شد و من متوجه شدم اقای حمیدی سر منو از روبرو گرفته داره نوازش میکنه اما کیرش داخل کونم بود و منو که میخواستم خودمو جلو بکشم تا کیر از کونم خارج شود با دو دوست گرفته و به عقب میکشد تعجب کردم تا برگشتم به عقب دیدم  اونیکه داره کون منو میگاید
اقای حمیدی نیست بلکه دوستش هست که بعدا فهمیدم اسمش جوادی است
خواستم اعتراض کنم اما کار از کار گذشته بود و آقای حمیدی ازم خواست کمی تحمل کنم تا او برام موضوع را توضیح بدهد و از جوادی خواست که دیگه کیرش را از کونم در نیاورد و حالا که داخل کرده زودرتر آبش رو بریزد من هم چون می دیدم راه گریزی نیست کمی تحمل کردم البته دردش سوزناک نبود اما یه جورائی فشار داشت
جوادی با چند بار عقب و جلو کردن کیرش داخل کون من آبش را خالی کرد و خودش رو کشید کنار من اخم کردم اقای حمیدی گفت اقایون ببینید اینجور نمیشه بچه مردم که نمیتونه همینجوری مارو تحمل کنه همانطور که قبلا براتون گفتم او قرار بود 15 روز در اونجا کارکنه و 1200 مزد دریافت کنه حالا شما بیایئید ما این 1200را بهش پرداخت کنیم و البته خرج گردش و خورد و خوراکش هم به عهده ما باشه و او هم قول میده که در مورد سکس با ما همکاری کنه اونوقت گفت عزیزم اگه تو هم قوبل کنی ازت ممنون میشیم
گفتم اقا شما بزرگ مائید هرچه شما بگین  حمیدی منو بوسید و گفت  نفری 400 بدین و اینکار رو کردند و او خودش هم 400 گذاشت روش و داد به من و گفت نقد نقد 10 روز باهمیمی و میریم برای گشت
بعدش گفت امشب اقای صنمی ( دوست دیگرش ) خوب چیزی گیرش نیومده کمی استراحت کن بگیر پیش اون بخواب هروقت خودت آمادگی داشتی باهاش همکاری کن  بعدش بخوابید و من اینکار رو کردم انصافا اقای صنمی خوب مراعاتم کرد شاید 20 دقیقه بیشتر با مالیدن عقب و جلویم منو برای گا دادن آماده نمود و بعدش به ارامی بر پشتم سوار شد یواش کیرش را دم سوراخ کونم میزان نمود و به ارامی اونرو داخل کون من کرد البته کیر صنمی از کیر جوادی کوچکتر بود و چون کیر جوادی کونم را گشاد کرده بود و از طرفی ابش هم دخل شکمم را لیز نموده بود هیچ دردی نداشتم و صنمی با حدود نیم ساعت وقت منو گائید و آبش را ریخت داخل کونم و یواش از پشتم پیاده شد و با یه بوس گرفت و خوابید
من شلوارم رو پوشیدم و رفتم دستشوئی و با شلنگ اب داخل  و بیرون کونم را شستم و تمیز کردم و برگشتم و چون سخت خسته شده بودم زود خوابم برد
ساعت صبح بود که منو بیدار کردند صبحانه کله پاچه خریده بودند باهم خوردیم البته من یه مقدار از صنمی و جوادی خجالت داشتم بعد از پایاین اقای حمیدیگفت بچه این عزیز ماست من مدتها باهاش رابطه سکس داشتم هرگز به همدیگه بی احترامی نکردیم قول بدید تا روز اخر فقط شب و موقع خواب باهاش کار داشته باشید و بعد از اون و در پیش مردم مثل یه همکار و دوست باشید و اونا هم گفتند چشم و بعد گفت جوادی تو کیرت از هردوی ما بزرگتره بنابر این اجازه بده ما اول بکنیم تا کونش باز بشه و آمادگی پیدا کنه تو بعدا بکن که او هم به زحمت نیفته و او قبول کرد ا انصافا تا آخر هم همونجور بود
اقای حمیدی 34 سالش بود جوادی 36 سالش و صنمی 33 سال و هرسه دانشجوی کارشناسی ارشد بودند اقای حمیدی و صنمی معلم بودند و جوادی کارمند برق بود

من فرداش 1200 دریافتی رو بردم تو باجه کشیک ریختم به حساب بانکی و کارتم و اونروز قلعه وکیل و بازار وکیل و حماما وکیل بعدش خواستند برند مسجد وکیل که من چون غسل نداشتم نرفتم و ضمنا خسته هم بودم تو محوطه جلوی مسجد نشتم یه اش دوغ هم خوردم  تا اونا رفتند و برگشتند بعدش ناهار رو رفتیم رستوران و  بعدش  رفتیم   باغ  ارم  چون من احساس خشتگی میکردم درخواست کردم منو ببرند منزل و اونا هم اینکار رو کردند یه ساعت به غروب مونده رسیدیم منزل و من گرفتم خوابیدم و زود خوابم برد ساعت 10 و ربع شب بود که بیدار شدم تا دیند بیدار شده ام گفتند بیداری بیا شام بخوریم و شام را که خوردیم کمی هم میوه و اینا خوردیم ساعت 12.5 گفتند بگیریم بخوابیم  که امشب هم اونا باهام کار داشتند

خوب و اما شب دوم
گفتم که شب اول حضورم در محل اسکان اقای حمیدی و رفقاش با وجود مشلی که از طرفی جوادی اومد و اینکه ظاهرا با کلک بر من مسلط شد ولی به خوشی تمام گردید و فرداش وصول پول که در سال اتی دغدغه هایم را حل میکند و گردش و اینا و اینکه حدود 10 روز جاهائی را که برام اماکان بازدیدش نبود فراهم نمود مرا به وجد آورد و خودم را برای در اختیار آنها قرار دادن اماده نمودم
شب دوم که قرار رفتم به رختخواب پیش امد اقای جوادی پیشنهادی داد و اونا هم قبول کردند و برای من هم مورد قبول بود و با این پیشنهاد اومدند از نیمکت هائی که در یک طرف کلاس چیدیه شده بود دو تاشو بصورت وارونه کنار هم قرار دادند ویک تختخواب مانند بلندی بوجود آمد رویش دو عدد پتو تا کرده انداختند محلی مناسب و نرم بوجود امد
حالا اقا جوادی اومد جلو و کمربند منو کشید که شلوارم رو دربیاره اون پاره شد اخه مندرس بود من یه مقدار ناراحت شدم گفت عزیزم فردا از میدان جلو مسجد وکیل یه کمربند از چرم طبیعی برات میگیرم عالی عالی
حالا منو لخت نموده اند و روی نیکت بصورت قمبل خوابیده ام و اونا که درب کلاس رو قفل کرده اند با اطمینان از امنیت موجود پشت سر  من با پائین تنه ام بازی میکنند
من هم تصمیم گرفتم کاری به کارشان نداشته باشم تا هرطور راحتند و خوششان میاد بکنند اما متوجه بودم که لیسیدن و مالیدن دست و اینا توسط هرسه انجام میگیرد  اینقدر با کونم و باسنم ور رفتند که هرسه حشری گشتند
حالا اقای صنمی اول اومد جلو و نوک کیرش را که خیس خیس بود به دم سوراخ کونم که اون هم خیس خیس بود تکیه داد و به ارامی فشار داد تا نوک کیرش وارد کونم شد من یه تکان خوردم و او هم همونجا کیرش را نگهداشت و با دستاش اطراف سوراخ کونم را مالید و لمبر های باسنم را به دوطرف کشید و با فشار ارامی که  میداد کیرش تا نصفه رفت داخل کونم او کیرش را بیرون نمیکشید و با حوصله اون رو داخل کونم میبرد من احساس کردم که کیرش تقریبا تماما رفته درون سوراخ کونم و خودم هم به ارامی به عقب فشار میدادم که راحت وارد شود
در اینحال صنمی با سرعتی متوسط کیرش را از کونم خارج کرد متوجه عوض شدن جای شان بودم اما نمیدانستم کدام یکی میخواد کیرش را وارد کونم کنم که با ورود مجدد کیر فهمیدم اقای حمیدی است چون کیرش تقریبا اندازه کیر صنمی بود
حمیدی هم به ارامی کیرش را وارد کونم نمود البته او چند بار کیرش را بیرون کشید دوباره  وارد کردتا اینکه کلا بیرونش اورد و رفت عقبتر و فهمیدم که نوبت را به جوادی داده کیر بزرگ جوادی کمی برام ترس داشت اما ورود و خروج کیر صنمی و حمیدی که قبلا در کونم انجام شده بود کونم را باز نموده بود و این برام ارامش میداد
جوادی هم با آرامی نوک کیرش را وارد سوراخ کونم نمودبزرگی اون رو از فشاری که به جداره کونم وارد میشد میفهمیدم اما درد نداشت خوشحال شدم که دیگه درد نخواهم کشید بنابر این خودم کونم را به عقب فشار دادم و کیر جوادی تا خایه رفت داخل کونم حالا جوادی با شادی ناشی از همکاری من داشت منو میگائید
تعویض نوبت ها توسط انا سه بار انجام گرفت در نوبت چهارم هرکدام که کیرش را وارد کونم نمود با کمی تلمبه زدن ابش را ریخت داخل کونم آخرین نفری که اونروز آبش را داخل کونم ریخت جوادی بود با کیر بزرگش و او بعد از ریختن 10 دقیقه هم صبر کرد تا کیرش کاملا داخل کونم خوابید و یواش یواش خودش از کونم بیرون رفت  و این باعث شد سوراخ کونم به ارامی جمع شود چون داخل شکمم از اب اونها پر شده بود من با پوشیدن لباس راحتی رفتم دستشوئی و خودم را تمیز کردم و اومدم در بغل اقای حمیدی خوابیدم فرداش ساعت 9.5 بیدار شدیم و بعدش اتفاقاتی افتاد که برات تعریف خواهم نمود 


شما هم سريعا عضو شويد و لذت ببريد !!! یک ایمیل خالی (بدون محتوا) به آدرس زیر ارسال کنید : 

sexs30i-subscribe@yahoogroups.com

سپس یک ایمیل با موضوع «Please confirm your request to join sexs30i» دریافت خواهید کرد که پس از باز کردن ایمیل مربوطه، باید ایمیل دریافتی را به همان آدرس Reply كنید. یعنی بعد از كلیك بر روی گزینه Reply مستقیما Send را كلیك نمایید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s