داستان سکسی : قسمت دوم از ماجرای تعطیلات نوروز

اگر ایمیل ها را در spam دریافت کردید روی عبارت  not spam در بلا کلیک کنید
در صورتی که عکس ها باز نمی شوند، از بالای ایمیل گزینه Show Image یا Display images below را بزنید.
وب سایت گروهwWw.SexS30i.blogspot.com

داستان سکسی : قسمت دوم از ماجرای تعطیلات نوروز
 تاریخ ارسال: Wed, 9 Apr 2014 02:49:17 -0700
ارسال شده از اعضای گروه: Hooshang

گفتم که شب دوم با دریافت وجه 1200 هرسه نفرشان ازمن استفاده گردند فرداش رفتیم به بیرون اول روی قولی که جوادی بهم داده بود رفتیم دوباره به میدان وکیل و کمربند چرمی خوب از جنس چرم کاومیش به میبغ 25هزار تومان برام خرید و من بستم کمرم و ازاونجا پس از کمی گشتن در بازار مخصوصا سرای مشی ررو دیدیم که برای من که اولین بار بود جالب بود
رفتیم حافظیه و بعدش ناهارو و بعدش سعدیه و اونجا بستنی و فالوده خوردیم و من اونچه را که درکتاب خوانده بودم با چشم خود دیدم مخصوصا در سعدیه آن آب رکن اباد و اینا که خیلی جالب بود
واقعیتش من با اینکه به سه نفر همزمان داده بودم اما وصول درآمد و گشت و گذار در شیراز که اصلا قبلا فکرش هم نمیکردم برایم خوش آیند بود
نزدیک غروب بود اومدیم منزل و شام اونجا پختند تن ماهی بود و خوردیم و من خیال میکردم که بازم منو خواهند گائید اما ظاهرا خستگی روز و دو شب گایش پشت سر هم اونا رو بازداشت ضمنا قرار بود فردا شیراز را ترک کنیم به طرف اصفهان اقای حمیدی اون شب ضمن تعریف و تمجید از من تقریبا تمام ماجرای رابطه بین خودش با من رو تعریف کرد و اونا هم همه موضوع را فهمیدند و من اون شب بدون اینکه کسی باهام کار داشته باشه خوب خوابیدم 
صبح فردا حدود ساعت 9 بیدار شدیم و صبحانه رو که اقای صنمی کله پاچه خریده بود خوردیم که بیاییم وسایل رو جمع کنیم اقای حمیدی رفت حیاط و اومد گفت ماشین روغنش چکیده باید بدیم یه نگاهی بهش بکنند آقای حمیدی و آقای صنمی ماشین رو بردند مکانیکی و من و آقای جوادی وسایل رو جمع و جور میکردیم که از اونجا زنگ زدند کمی کار داره تمام کنیم می آییم
جمع کردن وسایل تمام شده بود اقای جوادی تماس گرفت گفتند یه ساعتی معطلی دارند که موجب شد ما بیکار بشینیم خونه
من روی پتوها نشسته بودم که جوادی اومد پیشم نشست پیش من و دستش رو اورد و کیر منو از رو شلوارم گرفت (( خوب واقعیتش نمیشه گفت کیر چون تا بحال کاری کیرانه نکرده است و کوچک هم هستش )) بعدش دست منو گذاشت رو کیر خودش که خیلی بزرگ بود و ازم خواست از زیپش بیرون بکشم و من هم همینکار رو کردم تا چشمم افتاد بزرگیشو دیدم مخصوصا که کله اش تپل بود 
ازم خواست حالا که بیکار و تنهائیم براش کمی ساک بزنم من معذرت خواستم و گفتم تا بحال اینکار رو نکرده ام برای اینکه منو وادار کنه دستشو برد و دوتا 50هزاری درآورد و گذاشت تو جیب پیراهنم و چون دید نمیکنم دو تای دیگر رو گذاشت گفت سوغاتی بازرات هم از اصفهان
من با اینکه نکرده بودم اما سرمو خم کردم و کیرش رو گرفتم تو دهنم شاید یه ربع بیشتر براش ساک زدم کیرش خیس خیس شده بود البته دهن من هم یه کم لیز شد
کیرش سیخ سیخ و خیس خیس بود و ازم خواست برگردم و من قمبل کردم
اما بهش گفتم مال تو خیلی بزرگه کمی یواش گفت چشم
حالا کیری که من با اب دهانم خیس و با ساک زدن بزرگش کرده بودم نوکش دم سوراخ کون من بود و ازم میخواست کونمو به عقب فشار بدم
مدتی گذشت که یه دفعه کله کیر جوادی رفت تو سوراخم دردم اومد اما خوب به اندازه قبلی نبود جوادی هم مراعات نمود تا اینکه کونم آمادگی پیدا کرد کیرش اینقدر بزرگ بود که من در دیواره کونم رگهای کیرش را احساس میکردم و او هم گاهی از آب دهانش کیرش را خیس مینمود و یواش یواش اون کیر بزرگ بدون اذیت کردن من در داخل کونم جای میگرفت شاید مدت یه ربع یا بیشتر کیر جوادی در داخل کون من امد و رفت داشت که یه دفعه جوادی لرزید و ابش رو ریخت داخل کونم و سست افتاد
مدتی کیرش داخل کونم بود و خودش رویم و رو پشتم که کیرش خوابید و از کونم بیرون افتاد
من رفتم خودمو تمیز کردم البته دوش گرفتم و غسل کردم و اومدم اطاق که کمی بعد اقای حمیدی و صنمی رسیدند و وسایل رو گذاشتیم و راه افتادیم به اصفهان
در قسمت بعد از حال و هوای اصفهان و مسایل دیگه برات خواهم گفت

اصفهان نصف جهان 1
گفتم که به علت مشکل ماشین از شیراز ساعت 11.5 حرکت کردیم ناهار در یک شهر بین راه اسم یادم نیست اما شهر کوچکی بود خوردیم عصری به شهر کوچک دیگری رسیدیم اسمش منظریه بود تو اون محل بین راهی کمی استراحت کردیم و چائی خوردیم تا نزدیک غروب به اصفهان رسیدیم
تو اصفهان توی اوتوبانش که افتادیم اقای صنمی گفت بریم خمینی شهر اونجا مدرسه راحت گیرمون میاد
شاید تو خود اصفهان مشکل باشه و اونا هم قوبل کردند من هم که کاری به اینا نداشتم
من باید توی این 10 و 12 روز سفر در خدمت اونا می بودم خوب یه جورائی منو خریده بودند دیگه 
خوب بعدش گفتند به تابلو ها نگاه کنید وقتی دیدی نوشته آتشکده بگین که راه را گم نکنیم آخه آقای صنمی قبلا چند بار اومده بوده اصفهان و میشناخت 
سرت رو درد نیارم از خروجی مربوط به اتشکده اومدیم بیرون و پیچیدیم رفتیم بالاخره به خمینی شهر رسیدیم ظاهرا 10 کیلومتر فاصله داشت اطاق گرفتند و میوه و چائی و مختصر غذا و گرفتیم خوابیدیم
صبحش بعد از صبحانه زدیم بیرون و رفتیم منار جنبان و اتشکده و بالای کوه و بعدش استراحت در پارک زیر کوه و ناهار هم ساعت 2 در رستوران معلمان خمینی شهر و برگشتیم منزل و خوابیدیم ساعت 9 شب بیدار شدیم اقای صنمی رفته بود خونه فامیلاش ما سه تا موندیم و شام مخصر و میوه و چائی که اقای جوادی گفت بچه ها امشب هم خسته اید؟
از من پرسید که خسته ام ؟ گفتم نه خوابیدیم گفت کسی امشب نمیخواد حال کنیم من چیزی نگفتم ولی حمیدی من حالا میخوام بخوابم شما باهم بخوابید فعلا 
چراغها خاموش من مثل یک زن حرف گوش کن رفتم تو بغل اقای جوادی و سرمو گذاشتم رو شانه اش 
جوادی که منو تنهائی تصاحب کرده بود هی قربان صدقه ام میرفت و از موی سرم گرفته تا باسنم را با دستش مالید و بار ها لبامو بوسید و گرنم را لیسید با دستش کیر منو هم می مالید ولی کیر من که کوچک است و اصلا بلند نمیشه یعنی تا بحال ندیدم که بلند شه اندازه اش هم خیلی کوچکه مثل مال بچه هاست و او در این مورد ازم چیزائی می پرسید تا اینکه کاملا لختم نموده بود ازم خواست رو به جلو پاهامو از هم باز کنم و او از طرف جلو رفت داخل دو پام و نوک کیرش را از جلو گذاشت دم سوراخ کونم
وای من هم برام خوشایند بود دلم میخواست اصلا پسر نبودم یه دختر بودم و زن یه مردی میشدم 
جوادی که خودش و منو خوب حشری کرده بود و آقای حمیدی هم خواب بود ارام سر بزرگ کیرش را در سوراخ کون من وارد نمود اما ایندفعه بزرگی کیرش برام خوشایند بود اصلا دلم نمیخواست تمام بشه و کیرش را در بیاره خیلی خیلی خوشم می اومد 
وقتی اون کیر کلفت در درون کون من عقب و جلو می رفت دنیا برام شادمانه میشد اما یه دفعه جوادی لرزید و ابش را خالی نمود و همانطور که کیرش داخل کونم بود بی حرکت ماند تا کیرش خودش فاتاد بیرون 
اون شب فقط جوادی منو گائید صنمی نیومد حمیدی هم خواب خواب بود
احتمالش هم برام غیر ممکن بود اما با تحمل زحمت زیر اونا خوابیدن تونستم چیزی را که سالها در کتابها خوانده بودم ببینم
اونشب هم فقط جوادی باهام کار داشت البته بزرگی کیرش را هم داشتم بهش عادت میکردم گرچه فشاری که به جداره کونم می آورد مدتی منو مثل حالتی که دستشوئی داشته باشم می نمود
فرداش جوادی که ازم ژرسید دردت زیاد نبود بهش اینو گفتم او برام گفت خرما رو شیاف کنم اون درستش میکنه و من هم دوتا خرما بردم دستشوئی و لوله کردم و داخل کونم کردم کمی سوزش مانند داشت اما بعدش افاده کرد و از اونروز هر روز یککبار اینکار رو میکنم 

اونروز رفتیم به سی و سه ژل و ژل خواجو و و اینا که باز برام جالب بود و خیلی از اینکار خوشحال بودم
بعدش رفتیم باغ گلها که باز لذت زیادی داشت اومریم بازار نزدیک سی و سه پل و اونا خرید داشتند من هم نگاه میکردم که آقای حمیدی برام یه شلوار و اقای جوادی یه بلوز و آقای صنمی یه پیراهن خرید
بعد از استحرات و شام جوادی خرید هاشو باز کرد لباسهای زنانه هم توش بود به من گفت اینارو پروپ کن ببینم میشه من در این موقع یاد استا افتادم که قبلا برات گفتم
ناچارشدم لخت شوم با اینکه اونا چندین روز بود منو میگائیدند اما یه جورائی خجالت میکشیدم ولی خوب لباسامو کندم و اونارو پوشیدم شورت زنانه و سوتین و یه لباس زیر و یه لباس رو زنانه بود
گویا قبلا پروپ کرده بودم قالب تنم بود ازمن خواست که شبها با این لباسها باشم البته حمیدی گفت یه وقت کسی میاد میبینه گفت وقتی در رو بستیم می پوشه 
اون شب من هم کمی ناز و غمزه نمودم که زنانگیم کامل بشه آقای جوادی منو نکرد البته بوسه و دست به کونم زدن و اینارو داشت
آقای صنمی و حمیدی منو خواباندند در وسط خودشان و دوتائی افتادند به جونم لباس زنانه و بدن سفید ناگفته نماند که من فقط یه باریکه در محل سیبیل برام مو روئیده بدنم کاملا بدون موست و صافتر از بدن زن هستش زیر شکمم هم موهای نازک روئیده است که تمیزش میکنم
جوادی خوابش برد و صنمی و حمیدی به نوبت می اودند رویم سوار میشدند و کیرشان را داخل کونم میکردند و کمی اونجا عقب و جلو میکردند بعد دیگری کیرش را داخل کونم مینمود
نمیدونم چقدر طول کشید اما من زیر اونا له شده بودم اینقدر توی کونم کیراشونو عقب و جلو نمودند تا آبشان ریخت داخل کونم و هرسه گرفتیم خوابیدیم و من هم دیگه خسته شده بودم و نرفتم دستشوئی هرچه منی ریخته بودن داخل کونم موند تو شکمم 
صبح ساعت 9 از خواب بیدار شدیم و برنامه اونروز یعنی روز ماقبل آخر هم برات تعریف خواهم نمود

شما هم سريعا عضو شويد و لذت ببريد !!! یک ایمیل خالی (بدون محتوا) به آدرس زیر ارسال کنید : 

sexs30i-subscribe@yahoogroups.com

سپس یک ایمیل با موضوع «Please confirm your request to join sexs30i» دریافت خواهید کرد که پس از باز کردن ایمیل مربوطه، باید ایمیل دریافتی را به همان آدرس Reply كنید. یعنی بعد از كلیك بر روی گزینه Reply مستقیما Send را كلیك نمایید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s